سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
86
تاريخ ايران ( فارسى )
خويش كه بقول خود او قدرتش بثمر رسيده بود انجام داده است . فتوحات انناتوم بر ايلاميها چنين به نظر ميآيد كه در زمان سلطنت انناتوم فلاحان و كشاورزان سومر و اكد ايلاميها را دشمن طبيعى خود ميدانستند و درواقع حكمران آنها هيچوقت از حملات آن كوهستانيهاى دلير مأمون نبودند و اين عقيده از اينعبارت استنباط مىشود كه انناتوم در حق ايلام ميگويد « كوهستانى كه وحشت ميآورد » معهذا آن پادشاه كافى بر دشمن ديرين خود نيز غلبه نموده و اين كيفيت را به اين عبارت ادا كرده است « سر ايلام بدست انناتوم شكست و ايلام به خاك خود رانده شد » منشأ اين استعاره و كنايه دبوس بوده كه در آن زمان از حربههاى خاص و طرف توجه بشمار ميرفته است و در جاى ديگر نيز انناتوم اشاره بشكست فاحش دشمن نموده ميگويد « تلهائى از مردگان روىهم ساختم » ليكن بايد دانست كه تمامى اين فتوحات فقط جلوگيرى و دفع حمله و لشگركشى ايلاميها بوده و برحسب ظاهر دشمنرا در خاك خود او تعاقب ننموده ، بعبارت اخرى شيوهء سومريان تدافع بوده و تعرض نميكردهاند . قديمترين نامه و ايلام قديمترين نمونهء نامهاى كه بدست است در بابل يافت شده و راجع به ايلام مىباشد و ظاهرا متعلق بسلطنت انناتوم ثانى است كه از سلاطين آخرى لگش بوده است ، نويسندهء نامه كاهن بزرگ ربة النوع مسماة به نينمار مىباشد و بمخاطب خود اطلاع ميدهد كه دستهء از ايلاميها به خاك لگش تاخت آوردند و من ايشانرا مغلوب ساخته تلفات سنگين بر آنها وارد آوردم و تاريخ اين نوشته بايد در حدود 3000 سال قبل از ميلاد باشد . ايلام و سلسلهء كيش از 2900 تا 2800 قبل از ميلاد همين كه لگش انحطاط يافت سلسلهء سامى كيش در اكد طلوع نمود . منشتو كه يكى از سلاطين جنگجوى آن سلسله است به طرف انشان لشگر كشيده پيشرفت خود را نقل مىكند و ميگويد « نهتنها مردم آنمحل منقاد و مجبور باداى خراج گرديدند بلكه سلطان اسيرانشان به آئين فتح و پيروزى من زينت بخشيد » .